خرید بک لینک
شاید نمازی که امروز خوندم آخرین نمازی بود که میخوندم. حس کردم روحمو کندن. از سرم کنده شد. چندبار سرم رو چرخوندن تا درست کنده بشه. بعد از پا کنده شد. داشتن منو میبردن. نمیتونستم نرم. گریه میکردم. التماس میکردم. صدا زدم... صدایی از دهنم بیرون نمیومد. تا بالاخره کمکم... کمکم بیدار شدم. حس میکردم روحم جوری از جسمم کنده شده که هیچوقت قرار نبود برگرده. حس کردم داشت تموم میشد. بار اول بود؟ نه. بار آخره؟ چرا این چیزا رو حس میکنم؟؟ چرا تموم نشده؟؟ کی میدونه کدوم پست وبلاگم آخرین پست منه؟ 

برچسب: نویسنده: آرین رادمنش تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 23:36

قلبم تاول زده.از آن تاولهای چرکی که باد میکنند و درد میکنند و وقتی میترکند جایشان یک حفرهای بزرگ میماند.در ویکیپدیا نوشته بود چنین بیماریای واقعاً وجود دارد. اندوکتریتین؟ اندوکتیرایتین؟ باید دوباره نگاه کنم.Endocarditisنباید عکسهایش را نگاه میکردم. وحشتناک بودند.علت اصلی اندوکاردیتیس باکتریای است که وارد خون میشود و بعد روی بافت قلب جا خوش میکند و تبدیل به جوشهای چرکی بزرگ میشود.اما حس تاولهایی که روی قلبم زده شبیه تاولی است که وقتی پنج ساله بودم، اتو روی دستم رفت و یک دایرهی بزرگ زرد متورم جای سوختگی درآمد. پر از آب زرد میانبافتی. اما حالا چون روی قلبم زده نمیتوانم آرام آرام با سوزن حرارت دیده بترکانمش.چطور شد که تاول زد؟سوال خوبی است.نمیدانم.یک روز که از خواب بیدار شدم احساس کردم قلبم داغ است. نه خیلی داغ، فقط کمی. به همان اندازهای که جای تاول را رویش حس میکنم. و احساس میکنم به رگها و دیوارههای قلبم فشار مختصری میآورد.یکبار از بابا پرسیدم چرا وقتی اعضای داخلی بدنمان کار میکنند آنها را حس نمیکنیم؟ چرا حرکت غذایی که بلعیدهام را در معده و رودهام حس نمیکنم؟ چرا حرکت خون را در رگهایم حس نمیکنم؟ اصلا چرا دست من نیست؟ جوابش را یادم نمیآید. فقط یکجا یادم است که گفت تنها وقتی حسشان میکنیم که مشکلی پیش آمده باشد. فکر میکنم برای قلبم مشکلی پیش آمده. باکتری خاصی وارد خونم نشده... اما ظاهرا قلبم از چند ناحیه دچار سوختگی شده و تاول زده. نمیتوانم تاولها را بترکانم. چکار کنم؟ خودش خوب میشود؟ از کجا بفهمم خوب شده یا لازم است بترکانمش؟ تنها راهی که دارم این است که خودم را محکم بغل کنم. شاید به قلبم فشار بیاید و آنوقت به تاولها فشار بیاید و بترکند. بعد خ

برچسب: نویسنده: آرین رادمنش تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 23:36

توی این دنیا

قرار نیست فقط بخاطر اینکه حرفت درسته

کسی حرفتو قبول کنه

(اندر تاملات من بعد از اینکه همکارم بهم گفت آنا و السا Frozen همجنسباز بودن و من نتونستم متقاعدش کنم کسی که اینو بهش گفته یه چیزیش بوده. و همچنان فکر میکنه همجنسباز هستن.)


برچسب: نویسنده: آرین رادمنش تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 23:36

صفحه بندی